تبليغاتX
حرف تو حرف - تاریخچه کشتی

اينجا در تانزانيا هر روز صبح وقتي يك غزال بيدار مي شود خوب مي داند كه بايد سريعتر از شير بدود تا زنده بماند و شير هم مي داند كه بايد چابكتر از غزال باشد تا از گرسنگي نميرد |_-_-_| دعاي فرج آقا امام زمان اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

هر چی به مخم خورد و بدونم تو مخت جا میشه اینجا هست به شرطی وقت نوشتم داشته باشم

تاريخچه کشتي
ورزش کشتي از دوران باستان به شکلهاى مختلف در اکثر کشورها، شهرها، و قبايل، براى مردم آشنا و شايد از دورانهاى نخستين ظهور انسان، بر روى کره زمين بوده، و در اوقات فراغت يا در جنگلها به شکل طبيعى و غريزى اجراء مىشده است. بخشى از اوقات فراغت انسانهاى اوليه بهمنظور کسب مهارت و آمادگى لازم، به کشتى گرفتن اختصاص مىيافت، زيرا موقعيت و مقام مردانى که زورمندتر از بقيه بودند بيشتر بود تا جائى که اينان رئيس و فرمانده بقيه مىشدند
در جنگهاى دوران باستان، ابتدا پهلوانانِ هر لشکر، براى کشتى گرفتن به ميدان مبارزه مىرفتند. در قصص انبياء، سخن از پهلوانى بهنام«سامسون» به ميان مىآيد که قدرت بدنى خارقالعادهاى داشت و مىتوانست با حيوانات نيرومندى مانند؛ شير، کشتى بگيرد و آنها را مغلوب قدرت خود سازد. کُشتى را نيز به انبياء و اولياء خدا نسبت مىدهند، نقل است که هنر کُشتى گرفتن از اولاد يعقوب پيغمبر (ع) بوده و حضرت يعقوب (ع) اين علم را مىدانسته و به فرزندان خود، بهمنظور گرفتن و دفع دشمن آموخته است. گفتهاند که حضرت آدم، 440 هنر مىدانسته، از جمله اين هنرها، هنر کشتى گرفتن بوده است و در روايات آمده که حضرت حمزه سيدالشهدا که با کافران جنگ مىکرد، اکثر دشمنان را با کُشتى بر زمين مىزد. و همچنين نقل ديگرى است که امام حسن (ع) و امام حسين (ع) با يکديگر کشتى مىگرفتند و مشوقين آنها حضرت رسول (ص) و جبرئيل بودهاند.
کشتى ميان دو پهلوان به نامهاى «اوليس» و «آژاکس» از جالبترين قصههاى «هومر» شاعر يونان باستان است
کشتى معروف رستم و سهراب نيز يکى از آشناترين قصههاى ما ايرانيان است که فردوسى در کتاب شاهنامه از آن به زبان شعر ياد مىکند.
تاريخچه کشتى در جهان
بسيارى از کتيبههائى که روزگاران قديم و حدود پنجهزار سال پيش بهجاى مانده ثابت مىکند که کشتى در ميان مصريان و آشوريان رواج بسيار داشته است. در کتيبههائى که در دهکده  بنىحسن، در کنار رود نيل، از دوران مصر باستان بهدست آمده، صدها نقاشى از حالات مختلف کشتى گرفتن ديده مىشود، و هر تصوير بيانگر اجراء يک فن خاص کشتى است. در سال 1938 ميلادي، در ويرانههاى معبد «کيافاجه» (در بينالنهرين، نزديک بغداد) دو لوح سنگى و برنزى بهدست آمد که بر روى آن شکلهاى برجستهاى از مبارزه کشتىگيران ديده مىشود. اين لوحها متعلق به سومريان در سه هزار سال پيش از ميلاد است.
کشتى جهان و معروفترين کشتىگيران آن
در مسابقات جهانى و بازىهاى المپيک، هر بار حدود 500 کشتىگير قدرتمند، از سراسر دنيا قدم به ميدان مسابقه مىگذارند که در آن ميان، کشورهاى شوروى، آمريکا، آلمان، بلغارستان، ترکيه و ايران از قدرتهاى برتر کشتى جهان بهشمار مىروند. معروفترين کشتىگيران جهان عبارتند از
جورج هاکن اشميدت، معروف به شير روسي.اين پهلوان به مدت ده سال (از سال 1898 تا سال 1908) از هيچ حريفى شکست نخورد. هاکن اشميدت در سال 1968 در سن 91 سالگى درگذشت.
ياشار دوغو، کشتىگير معروف ترکيه و فاتح مدال طلاى المپيک 1948 (در وزن 73 کيلوگرم) و قهرمان جهان در سال 1951.
حميد کاپلان (ترکيه)، کشتىگير سنگينوزن و قهرمان المپيک 1956 و قهرمان جهان در سال 1958
الکساندر مدويد (شوروي)، برنده مدال طلا در المپيکهاى 64، 68، 72 و قهرمان دنيا در سالهاى 62، 63، 67، 69، 70 و 71. افتخارات و پيروزىهاى مدويد در تاريخ کشتى جهان بىنظير است.
واتانابه (ژاپن)، تنها کشتىگير بدون شکست جهان و قهرمان المپيک و دنيا در سالهاى 64-63-1962. واتانابه در طى سالهاى ورزش خود 186 کشتى در ميدانهاى ملى و بينالمللى گرفت و در هيچيک از آنها مغلوب نشد.
تاريخچه تغييرات زمان مسابقات کشتى
از نخستين دوره بازىهاى المپيک در سال 1896 که کشتى وارد مسابقات شد، زمان معينى براى آن وجود نداشت و دو حريف آنقدر مبارزه مىکردند تا يکى از آنها بر ديگرى پيروز شود.بهعنوان مثال، در بازىهاى المپيک استکهلم (سال 1912)، يکى از مسابقات يازده ساعت به داراز کشيد و چون نتيجهاى حاصل نشد، داوران مسابقه به هر دو حريف مدال نقره دادند!
با تکرار اين وضع، گردانندگان مسابقات کشتي، حداکثر 20 دقيقه زمان براى هر مسابقه قرار دادند. ولي، اين زمان را هم بهتدريج کم کردند و به 15 دقيقه، و سپس 12 دقيقه کاهش دادند.ظرف مدت کوتاهى طبق تصميم کنگرههاى بينالمللى مدت کشتى به دو وقت 5 دقيقهاى و جمعاً به 10 دقيقه رسيد. از اوايل ژانويه سال 1967 برابر با يازدهم دىماه 1345، مسابقههاى کشتي، در 3 وقت 3 دقيقهاى که بين هر 3 دقيقه يک دقيقه استراحت داده مىشد، تقليل يافت. در تصميمات بعدى فدراسيون بينالمللى کشتي، مدت مبارزه کشتى به 2 وقت 3 دقيقهاى با يک دقيقه استراحت بين دو مرحله کاهش يافت. و سپس، زمان کشتى به 5 دقيقه قانونى و در صورت تساوى تا 3 دقيقه وقت اضافى که جمعاً 8 دقيقه مىباشد و براى ردههاى سنى جوانان و بزرگسالان رسيد ، که در مورد نونهالان و نوجوانان، اين وقت به 4 دقيقه و در صورت تساوي، 3 دقيقه وقت اضافى که جمعاً 7 دقيقه مىشود تقليل يافته است.
تاريخچه کشتى در ايران
ورزش کشتى در ايران قديم در زندگى و سنتهاى ما ايرانيان به قدرى ريشه دوانيده که تبديل به يک ورزش ملى شده است.
درباره کلمه کشتى و اينکه به چه معنى است و از کجا ريشه گرفته است، بايد گفت که زرتشتيان و پارسيان باستان، هنگام غروب آفتاب، بندى به کمر خود مىبستند و در برابر کانون آتش به دعا خواندن مىپرداختند، آن کمربند کَستى ناميده مىشد، و کشتى گرفتن هم از اين کلمه آمده، به معنى کمر يکديگر را گرفتن. در کتاب زرتشتيان آمده است که شال يا کمربند يک پهلوان که به ورزش کشتى مىپردازد، از جنس ابريشم يا پشم گوسفند و بهدست زن موبدى بافته مىشود، که داراى 72 نخ و سمبل 72 فصل کتاب مقدس است و 6 رشته دارد بهنام 6 بخش کتاب اوستا و يا اينکه به شش گاهنبار(جشنهاى دينى سال) اشاره دارد، و هر رشته 12 تا مىخورد بهنام 12 ماه سال. اين شال سه دور به دور کمر بسته مىشود، که اشاره به کردار نيک، پندار نيک، گفتار نيک دارد
در شاهنامه فردوسي، درباره کشتى بسيار گفته شده و از صفات رستم و ديگر پهلوانان شاهنامه؛ کشتى گرفتن، مهارت، قدرت فراوان آنها در اين فن است.
کشتى در بين ايرانيان از همان روزگاران نخست، که مردم براى حفظ جان خود از دست دشمنان و خطرات گوناگون در پى ابداع لوازم جنگى بودهاند بهصورت درگيرى و تلاش رواج داشته و گاه به کشتن پهلوانان مغلوب مىانجاميده است، ولى چنانکه از شاهنامه استنباط مىشود، کشتى با قواعد و مقرراتى بهطور سواره يا پياده و يا گاهى در چند نوبت انجام مىشده است و مترجمان که همراه دو پهلوان به محل کشتى مىرفتند تقريباً بهطور غيرمستقيم در طرز اجراء کشتي، نظارت و داورى داشتهاند.
از آنجا که پهلوانان در بين اهل ديوان و ساير طبقات محبوبيتى داشتهاند، جوانان نوخاسته مىکوشيدند با پيروى از راه و روشى مطلوب در رديف پهلوانان صاحب نام قرار گيرند و صاحب زنگ و ضرب شوند.
بعضى از استادان فن کشتي، با پىگيرى خاص، شاگردانى را که از استعدادهاى استثنائى و اندامى مناسب برخوردار بودند، مورد تشويق و آموزش فنون مخصوص، و تمرينات منظم قرار داده، براى پيشرفت آنها از فنون نامتداول سود مىبردند و چه بسا سالها چنين بوده است و کمتر کسى مىتوانست اين فنون استنثائى را بدل کند. استادان فن، با در نظر گرفتن خصوصيات بدنى هر کشتىگير، فنون خاصى به آنها مىآموختند تا بتوانند بر حريفان خود پيروز شوند.
در مورد پديد آمدن نامهاى فنون، آنچه به حدس مىتوان دريافت، اين است که، استادان فن، با توجه به شکل ظاهرى و طرز اجراء فنون و با استمداد از ذوق و سليقه شخصي، نامى براى آن فن برمىگزيدهاند. در ايران باستان، عنوان جهان پهلوان از منصبهاى عالى ارتشى بوده است، و همه ساله پس از مسابقات کشتي، پهلوانان اول کشور، بهعنوان پهلوان پايتخت منصوب مىشدند.
کشتى گرفتن در تاريخ ايران، مدتى بعد از حمله مغول رسميت بيشترى پيدا کرد و چهره پهلوانان نامدار ايران، شناختهتر شد.
کشتى ميدانى و پهلوانى که مدتها بعد از حمله مغولها متروک مانده بود، در دوران «اوکتاى قاآن» دوباره رونق گرفت و توجه به پسر چنگيزخان را به خود جلب کرد. در عهد باستان و نيز دوران قديم، کشتى و پهلوانى گاهى بهصورت عيارى و گاهى بهعنوان صوفيگرى و زمانى به طريق فتوّت پا به عرصه جامعه گذاشت. نقش پهلوانى که نشأت گرفته از روح خداجوئي، کرم و تقوي، صلاح و خير، تواضع و رحمت مىباشد، در قرن هشتم هجرى که هر قسمت از خاک ايران تحت سيطره اتابکى بود، بهصورت فعال خود يعنى عيارى بازگشته بود. يکى از پهلوانان آن عصر بهنام «اسد کرماني» بر شاه شجاع اتابک فارس شوريد و مدتها با او به جنگ و ستيز برخاست از پهلوانان نامى ايران که در اواخر قرن هشتم هجرى از سرزمين ايران برخاست، پهلوان «پورياى ولي» بود که مرشدان، جوانمردان، عارفان، شعراى بهنام عصر خود بوده است.
از ديگر پهلوانان عيار که در زمان خود از شهرت و شجاعت خاصى همراه با روح جوانمردى و فتوّت و اخوّت برخوردار بود «عبدالرزاق بيهقي» بود که در نهضت سربداران خراسان با ستمکارىهاى حکام بيگانه مبارزه کرد. او ابتدا مقام جهان پهلوان داشت و بعدها به همت و کوشش عاليِ خود، نهضت سربداران خراسان را به ثمر رساند و بهعنوان سلسله دودمان طايفه سربداران خراسان شناخته شد.
تاريخ کشتى پهلوانى ايران، سرشار از نامهاى آشنائى است که قدرت بدنى و نيروى خود را در راه مبارزه با بىعدالتى و دفاع از مظلومان بهکار بردهاند از پهلوانان قديم؛ پورياى ولي، عبدالرزاق بيهقي، مفرد قلندر، فيله همداني، شمس محمد، محمد مالانى و يوسف ساوي، شهرت و محبوبيتى بيشتر دارند و از پهلوانان دوره معاصر مىتوان به نامهاى مشهورى همچون ابراهيم يزدي، اکبر خراساني، حاج محمدصادق بلورفروش و حاج سيدحسن رزاز اشاره کرد.
در اينجا مىتوان از چند پهلوان استثنائي، صاحب بازوبند و زنگ و ضرب با فنون استثنائى که شگرد آنها بود نام برد، که عبارتند از: پهلوان شعبان سياه (سربندپي)، ابراهيم يزدى معروف به يزدى بزرگ (کُنده اين خاک و آن خاک)، حاج رضاقلى (توشاخ)، پهلوان اکبر خراسانى (زير، سگک و کلاته)، محمد يزدى کوچک (قوس و دست تو)، پهلوان صادق قمى (ميانکوب). پهلوان اکبر خراسانى از جمله افراد استثنائى عالم کشتى بود که علاوه بر بدن خارقالعاده از هوش و خردى سرشار برخوردار و مردى پاکدامن بود.
کشتى ايران و معروفترين کشتىگيران آن
ايران از سال 1948 (المپيک لندن) قدم به صحنههاى بينالمللى نهاد و بهعنوان يک قدرت قابل ملاحظه و درجه اول مطرح شد. درخشانترين پيروزى ايران، دوبار کسب مقام قهرمانى جهان در سالهاى 1961 (يوکوهاما - ژاپن) و 1965 (منچستر- انگلستان) بوده است، ضمن آنکه در قاره آسيا، اغلب به مقام قهرمانى دست يافته است. مشهورترين کشتىگيران ايران که در مسابقات قهرمانى جهان و بازىهاى المپيک مدال گرفتهاند، عبارتند از: جهان پهلوان غلامرضا تختي، عباس زندي، حبيبي، سيفپور، محمدعلى صنعتکاران، منصور مهدىزاده، عبدالله موحد، ابراهيم جوادي، شمسالدين سيدعباسي، محسن فرحوشي، منصور بزرگر، محمدرضا نوائي، رمضان خدر، رضا سوختهسرائي، محمدحسين محبي، محمدحسن محبي، مجيد ترکان، عسگرى محمديان، عليرضا سليماني، رسول خادم، اميررضا خادم، غلامرضا محمدي، عباس جديدى

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 16:18  توسط دوست  | 

 

بازدید کننده محترم شما در کپی برداری از کلیه مطالب این وبلاگ آزاد هستید حتی بدون ذکر منبع