|_-_-_|
دکتر بهشتی در آبان ماه سال 1307 در اصفهان به دنيا آمد . در 5 سالگي به مكتب خانه رفت. در شش سالگي به دبستان رفت و مشغول تحصيل شد . با سقوط رضاشاه فضاي جامعه تغيير كرد و اقشار مختلف گرايش شديدي به سوي مذهب پيدا كردند . بهشتي در سال سقوط رضاشاه (1321)دبيرستاني بود ،اما بنا به دلايلي دبيرستان را رها كرده و براي تحصيل به حوزه ي علميه شهر خود مدرسه صدر اصفهاني رفت . مقدمات و دوره ي سطح را در آنجا خواند و سپس در 1325 براي ادامه تحصيلات حوزوي خود به قم رفت .
1326 درس خارج فقه را شروع كرد ، در اين زمان عطش او براي آشنايي با مذهب كمي فروكش كرد به همين دليل تحصيلات كلاسيك را ادامه داد و در سال 1327 ديپلم ادبي گرفت و به دانشگاه رفت (دانشگاه معقول و منقول). در سال 1330 ليسانس فلسفه گرفت
در آن زمان برخلاف عرف روحانيت كه از ورود به دستگاه هاي دولتي و حكومتي كناره مي گرفتند ،بهشتي به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به تدريس زبان خارجه پرداخت ، اين در حالي بود كه كمتر روحاني با زبان خارجه آشنا بود و حتي بعضي خواندن زبان بيگانه را بدعت و كاري زشت به شمار مي آوردند . در اين زمان نهضت ملي دكتر مصدق در اوج خود بود . بهشتي نيز در اين عرصه از طرفداران دكتر مصدق به شمار مي رفت . و از جمله كساني بود كه اين موضع خود را حفظ كرد و حتي بعد از انقلاب نيز علي رغم جو سازي ها از مصدق حمايت كرد . در سال 1331 براي تعطيلات تابستاني به اصفهان رفت و در تظاهرات هاي مردم شركت فعال داشت و در تلگراف خانه سخنراني كرد . در همين سال ازدواج كرد . در زمان كودتا و پس از آن كه فضاي اختناق حاكم بود ،كار فرهنگي را شروع كرد و در ادامه در سال 1333 با مجوز وزارت فرهنگ مدرسه اي به نام دين و دانش در قم تأسيس كرد . در سال 1348 به درجه ي دكترا رسيد .1342به تأسيس مدرسه حقاني براي طلاب مبادرت كرد . با اين تفاوت كه در اين مدرسه دروسي را اضاف بر دروس ديگر حوزه ها به طلاب آموزش مي داد (دروس مديريتي ) در اين زمان علي رغم ميل خود توسط آموزش و پرورش به تهران آمد . پس از آن در شوراي فقهي جمعيت هيأتهاي مؤتلفه وارد شد هر چند اين مسئله پس از دستگيري اعضاي هيئت مؤتلفه لو رفت و ساواك از موضع او باخبر نشد. در كنار فعاليتهاي سياسي خود در شوراي برنامه ريزي كتب تعليمات ديني نيز با آموزش و پرورش همفكري مي كرد ،و توانست در محتواي ديني اين دروس تغييرات خوبي ايجاد كند . از دوره ي آيت ا… بروجردي كه روحانيت ، سامان و قدرتي پيدا كرد موسسات و فعاليتهاي تبليغي و مذهبي در خارج از كشور نيز داير شد كه روحانيت ايران آنها را نيز تغذيه مي كردند يكي از اين مراكز در كشور آلمان بود ، اما روحانيوني كه بتوانند در فضاي خارج از كشور فعاليت كنند بسيار كم بود . بهشتي در آن زمان بهترين گزينه بود و به او پيشنهاد شد به آنجا برود . در سال 1344 به آلمان رفت و اداره مسجد هامبورگ را به عهده گرفت (بعدها نيز سيد محمد خاتمي در اين مسجد فعاليت كرد ) در آنجا مراكز اسلامي هامبورگ را رونقي بخشيد و ارتباط فعالي با دانشجويان و فعالين سياسي خارج كشور برقرار كرد و در سال 1349 به ايران بازگشت ولي از ورود دوباره ي او به آلمان جلوگيري كردند .او بار ديگر فعاليت دربرنامه ريزي كتب درسي را ادامه داد . جلساتي به نام مكتب قرآن داير كرد و در آن به آموزش جوانان پرداخت و با تمام اين وجود ارتباط خود را با فعالين سياسي حفظ كرد و به همين دليل چند بار توسط ساواك دستگير شد و چون مدركي نداشتند او را آزاد مي كردند .بهشتي تفكر تشكيلاتي داشت و معتقد به كار سازماني بود ،با اوج گرفتن تب انقلاب در سال هاي 56و57 همراه ديگر روحانيون ،تشكلي را به وجود آورد به نام روحانيت مبارز و همچنين درسال 1357 به عضويت در شوراي مركزي انقلاب درآمد و حزب جمهوري اسلامي را تأسيس كرد او اداره كشور بدون تشكيل حزب را غيرممكن مي دانست . در سال 1358 به عضويت در مجلس خبرگان تدوين قانون اساسي درآمد و پس از تصويب قانون اساسي رياست ديوان عالي كشور را پذيرفت و به ساماندهي قوه ي قضائيه پرداخت . و سرانجام در هفتم تيرماه 1360 در دفتر حزب جمهوري اسلامي اولين قرباني جنگ داخلي و تروريستي شد . آيت ا… بهشتي با آيت ا… خميني تفاوتهايي داشتند . امام خميني گرچه مدافع نظريه ي ولايت فقيه به عنوان مبناي مشروعيت حكومت اسلامي بود ، اما جز در فلسفه ي سياسي قائل به حضور روحانيون در قدرت نبود . مخالفت صريح و علني آيت ا… خميني با رياست جمهوري آيت ا… بهشتي با وجود اصرار و ابرام نزديكترين ياران بنيانگذار جمهوری اسلامي ( آقايان سيد علي خامنه اي و علي اكبر هاشمي رفسنجاني ) درست به همين دليل بود . اماايشان نيز سبب شد با رياست ايشان برمجلس مخالفت نكنند اما رياست سه دولت اول انقلاب را به بازرگان ،بني صدر و رجايي كه سه غيرروحاني بودند سپرد و در دهه ي 60 نيز از نخست وزيري ميرحسين موسوي حمايت كرد بر همين اساس بود كه نخست وزيري آيت ا…مهدوي كني تداوم نيافت . اما با وجود اين از همان آغاز جمهوري اسلامي آيت ا… بهشتي نماينده گرايش ديگري به حساب مي آيد كه معتقد به حضور روحانيت در مديريت بود . بهشتي براي دستيابي به قدرت از عرفي ترين روشها بهره جست . ايجاذ حزب و مشاركت در انتخابات و مبارزه و سخنوري سياسي از جمله اين روشها بود . هنگامي كه دريافت بنيانگذار جمهوري اسلامي ترجيح مي دهد وي نامزد رياست جمهوري نباشد از نامزدي فرد ديگري به نام جلال الدين فارسي حمايت كرد و هنگامي كه آن نامزدي نيز ميسر نشد در فاصله ي سكوت و حمايت عملاً حزب از حسن حبيبي حمايت كرد و با انتخاب شدن ابوالحسن بني صدر به عنوان اولين رئيس جمهور ،عملاً حزب از ادامه ي سياست ورزي منصرف نشد و اكثريت پارلمان را به دست آورد . روش آيت ا... بهشتي پس از شهادت او نيز توسط طرفداران نظريه هاي او به شكل ديگري پيگيري شد . تعداد مديران روحاني و فقيهان كارگزار رو به فزوني نهاد و وزيران و مديران بسياري از نهاد روحانيت وارد قدرت شدند، سه رئيس جمهور بعدي آيت ا... سيد علي خامنه اي ،آيت ا... علي اكبر هاشمي و سيد محمد خاتمي ازميان روحانيون برگزيده شدند .رؤساي مجلس نيز پس از آن اكبر هاشمي رفسنجاني ،مهدي كروبي و علي اكبر ناطق نوري انتخاب شدند و رياست قوه ي قضائيه نيز همچنان در اختيار فقيهان بود آيت ا... بهشتي ،آيت ا ... موسوي اردبيلي ،آيت ا... محمد يزدي و آيت ا... شاهرودي . و با اين موج نسل فقيهان كارگزار رو به فزوني نهاد و نهاد روحانيت وارد عرصه ي مديريت شد